wait لطفا صبر کنید
پاسخگويي آنلاين
صفحه اصلي  » تفسير » قصص قرآن
0.0 (0)

حكمت تكرارشدن داستان هاي قرآن در سوره هاي مختلف چيست؟

تكرار در فرهنگ ها و زبان هاي مختلف براي نشان دادن اهميت مطلب و تاكيد بر آن ،اثر گذاري بر مخاطب و جلب توجه وي نقش مهمي دارد. قرآن كه ژرف ترين منشور تعليم و تربيت و هدايت آدميان است به بهترين شكل از تكرار بهره برده است. افزون بر اين تكرار در فرهنگ عرب كاربرد گسترده اي دارد و با اهداف و اغراض گوناگون به كار مي رود و از آنجا كه قرآن به اين زبان نازل شده در تبيين مقاصد گسترده خود مطابق با اسلوب عرب از اين عنصر بهره مي برد. يكي از مواردي كه قرآن كريم در آن از صنعت تكرار استفاده كرده است، داستانها و قصص است. مفسران براي تكرار قصص قرآن حكمت ها و دلايلي ذكركرده اند؛ كه در اينجا برخي از آنها را توضيح مي دهيم:
1.تثبيت قلب پيامبر(ص): پيامبراكرم(ص) در طول 23 سال دريافت و ابلاغ وحي در اوضاع دشوار تبليغي ماموريت خود را به انجام رساند و هنگامي كه آزار مشركان و لجاجت مخالفان موجب دلگيري آن حضرت با اصحابش مي شد، خداوند بر حسب حال و مقام به بيان و تكرار قصص پيامبران پيشين مي پرداخت تا سنت خداوند را در حفظ و حمايت الهي و فرجام شوم معاندان و حق گريزان به پيامبرش يادآور شود و اين چنين قلب پيامبر را اطمينان و آرامش بخشد، از اينرو مي فرمايد: «وَكُلًّا نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنْبَاءِ الرُّسُلِ مَا نُثَبِّتُ بِهِ فُؤَادَكَ»[1]
2. دفع توهم حصر: قرآن قصه گويي را اسلوبي براي تاكيد بر بعضي مفاهيم اسلامي در نزد امت مسلمان قرار داده است. به اين ترتيب كه رخدادهاي زندگي مسلمانان در نزول آيات داستاني لحاظ گرديده و آن حوادث با توجه به وحدت مضامين و اهداف با رويدادهاي واقعي داستان پيوند داده شده است. اين برقراري پيوند ميان مفهوم و برداشت اسلامي قصه با واقعيت خارجي مربوط به زندگي مسلمانان گاهي اين گمان ناروا را پديد مي آورد كه مفهوم داستان منحصر به همين رخداد خارجي است. تكرار داستان ها اين پندار حصر و تضييق در مفهوم الهي و اسلامي داستان را از بين برده بر شمول و فراگيري آن تاكيد مي كند تا هم رويدادهاي مشابه را در برگيرد و هم به صورت يك قانون اخلاقي و يا سنت تاريخي در آيد كه بر همه وقايع و رخدادها منطبق است.
3. تحدي: خداوند قرآن را نازل كرد و مردم از آوردن حتي يك سوره كوتاه مانند آن عاجزند. سپس عجز آنان را با تكرار يك داستان در موارد مختلف آشكار كرد تا بدين وسيله اعلام كند كه آنها از آوردن مانند آن به هر نظم و عبارتي كه بخواهند بياورند عاجزند.
4. تكرار قصص جلوه اي از اعجاز: تكرار يك سخن در اسلوب هاي مختلف و در كمال فصاحت به گونه اي كه خستگي در جان آدمي راه نيابد و در هربار ظرايف و نكاتي افزون بر گذشته به دست دهد، جلوه اي از اعجاز بياني قرآن است كه وجود آن در نگاشته هاي بشري امكان پذير نيست.[2] برخي قرآن پژوهان از اين جلوه اعجاز با عنوان تصريف ياد كرده اند.
5. توجه به مراحل متعدد دعوت: دعوت اسلامي در سير تحول خود مراحل پرشماري را پيموده است. قرآن كريم نيز دوشادوش اين مراحل سير مي كرده و در بيان ها و اسلوب هاي گفتاري خود با اين مراحل هماهنگي داشته است، از اين رو يك داستان را با توجه به طبيعت دعوت در هر مرحله و نيز بيان عبرت ها و مفاهيم با اسلوب هاي متفاوتي از نظر كوتاهي و بلندي كلام عرضه مي كند؛ مانند داستان هاي پيامبران كه در سوره هاي مكي كوتاه و در سوره هاي مدني با تفصيل بيشتري آمده اند.
6. تعدد اهداف قصص: يك قصه ممكن است ابعاد مختلفي داشته باشد و با يك بار گفتن پيام هاي آن پايان نيابد، بلكه در هر بار گفتن به لحاظ بعدي از ابعاد تكرار شود و مناسبتي جديد جايگزين شود،[3]بنابراين قصص دائما در برابر اغراض ديني خاضع و فرمانبردارند و تكرار حلقه هايي از يك قصه براي نيل به هدف و غرض جديد است. مثلا داستان حضرت ابراهيم در سوره هاي انعام و بقره آمده است. در سوره بقره در جهت سياق خاص و عام همان سوره يعني موضوع قيام به امر خداست و در سوره انعام در جهت ايمان به خدا و راه يافتن به سوي اوست، بنابراين تكراري در قصص قرآن نيست و هيچ داستاني نيست كه در شكل واحدي چه از لحاظ اندازه و چه از لحاظ شيوه بيان و ارائه تكرار شده باشد و هرجا بخشي از قصه تكرار شده با توجه به سياق معناي جديدي مي دهد كه حقيقتا تكرار نخواهد بود.
7. تعدد عبرت ها: قرآن كتاب داستان نيست تا صرفا در پي بيان رخدادهاي خيالي يا واقعي باشد؛ بلكه قصه هاي قرآن سرگذشت هاي واقعي اند كه براي عبرت و پند آموزي و بيان الگو و تبيين جايگاه گمراهان و هدايت شدگان و سرانجام گمراهي و چگونگي پايداري پيامبران و تمام دعوت كنندگان به حق ذكر شده اند و تكرار آنها هم به سبب تعدد عبرت هاست كه نخستين هدف قصص قرآن اند.
8. تفاوت در قصص مكرر: تكرار در قصص قرآن يكنواخت نيست، بلكه در هر يك نكته اي افزوده هست كه در ديگري نيست، چنانكه عصاي موسي در يك جا «حيه» و در جاي ديگر به «ثعبان» تعبير شده و ضمن هماهنگي اين دو تعبير ، مفيد نكته اي جديدند. چنين تفاوت تعبيري افزون بر آنكه كسالت حاصل از تكرار مملّ را پديد نمي آورد، بيانگر اوج فصاحت است و مجموع قصه تكرار شده با هدفي جديد در جهت ساختار كلي سوره است و نكته جديدي را نيز كه از جهت زيادت و نقصان و تقديم و تاخير صورت گرفته افاده مي كند.[4]
پي نوشت:
[1] . ما از هر يك از سرگذشتهاي انبياء را براي تو باز گو كرديم تا قلبت آرام (و اراده‏ ات قوي) گردد . هود، 120
[2] . شبهات و ردود حول القرآن‏، محمدهادي معرفت، موسسه التمهيد، قم،۱۴۲۳،ص431-432
[3] .شبهات و ردود حول القرآن، ص431
[4] . دائره المعارف قرآن كريم، مركز فرهنگ و معارف قرآن ،بوستان كتاب، قم، 1382، ج8،ص574-580

برچسب

حكمت تكرار قصص داستان حصر
تثبيت اسلوب اعجاز اهداف عبرت

نظرات

كاربر گرامي سوالات خود را از بخش "ارسال سوال ديني " ارسال كنيد.
NotCache List Paramters: 6&0&0!Model&219 Name List:نمايش رندوم كتب - كل ++++++