wait لطفا صبر کنید
صفحه اصلي  » اعتقادات » ائمه اطهار (عليهم السلام)
3.0 (3)

مي دانيم كه يكي از شرايط امر به معروف و نهي از منكر، نداشتن خطر جاني يا مالي است، پس چگونه امام حسين(ع) براي اين فريضه،‌ جان خود را به خطر انداخت؟

1- اهميت امر به معروف و نهي از منكر
قرآن مي‌ فرمايد: «كنتم خير امة اخرجت للنّاس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنكر و تؤمنون بالله؛(1) شما مسلمانان بهترين امتي هستيد (يا بوديد) كه خدا براي مردم جهان نمايان فرمود، زيرا امر به معروف و نهي از منكر مي‌كنيد و ايمان به خدا داريد».
پيشواي يكتاپرستان حضرت علي (ع) مي‌ فرمايد: «و ما أعمال البرّ كلّها و الجهاد في سبيل الله عند الأمر بالمعروف و النهي عن المنكر إلا كنفثة في بحر لجيّ؛ (2) تمام كارهاي نيك و (حتي) جهاد در راه خدا، در برابر امر به معروف و نهي از منكر، همچون آب دهان در برابر درياي پهناور است». حضرت صادق(ع) فرمود: «إن الامر بالمعروف و النهي عن المنكر سبيل الانبياء و منهاج الصلحاء فريضة‌ عظيمة بها تقام الفرائض و...؛ امر به معروف از منكر، روش پيامبران و شيوه صالحان و فريضة بزرگ الهي است، كه ساير واجبات به وسيلة آن بر پا مي‌ شوند».(3)

2- همان گونه كه ساير واجبات اسلامي، با وجود شرايطي بر انسان واجب مي‌ شوند، وجوب امر به معروف و نهي از منكر نيز شرايطي دارد. امر به معروف و نهي از منكر با وجود چهار شرط بر انسان واجب مي‌ شود:
الف) علم و آگاهي به معروف و منكر.
ب) احتمال اثر كردن امر يا نهي.
ج) اصرار داشتن مرتكب معصيت بر تكرار و استمرار گناه.
د) ضرر و مفسده‌اي متوجه مال، آبرو و جان آمر و ناهي و يا يكي از مؤمنان نشود.
البته فقها در توضيح شرط چهارم (يعني عدم ضرر و مفسده) مي‌ فرمايند:
واجبات و منهيات الهي از نظر درجة اهميت يكسان نيستند. بعضي از معروف‌ها و منكر‌ها از نظر شارع مقدس اسلام به اندازه‌اي با اهميت است كه براي حفظ آن واجب، يا نهي از آن منكر، بايد بذل جان كرد، ولي در برخي موارد حفظ جان بر وجوب امر به معروف و نهي از منكر مقدّم است.
اين كه در كدام مورد امر به معروف و نهي از منكر بايد تا حد بذل جان پيش رفت و در كدام مورد بايد حفظ مال، آبرو، و جان را مقدم داشت، بستگي به موضوع امر به معروف و نهي از منكر دارد. اگر موضوع از احكام جزئي و در سطح محدود، باشد،‌ حفظ مال، آبرو و جان مقدّم است اما اگر موضوع در درجة بالاي اهميت است بايد امر به معروف و نهي از منكر كرد، گرچه انسان در اين راه كشته شود.
شهيد مطهري مي‌ فرمايد:
ارزش امر به معروف و نهي از منكر بالاتر از اين‌ ها است. البته با توجه به موردش. ببين امر به معروف و نهي از منكر را براي چه مي‌ خواهي بكني؟ در چه موضوعي مي‌ خواهي امر به معروف و نهي از منكر كني؟ يك وقت موضوع كوچكي است،‌مثلاً كسي كوچه را كثيف مي‌ كند، پوست خربزه را مي‌ اندازد در كوچه،‌ شما اين جا بايد نهي از منكر كنيد،‌ حال اگر بدانيد اگر او را نهي كنيد،‌ يك فحش ناموس به شما مي‌ دهد، در اين صورت اين كار اين قدر ارزش ندارد كه شما يك فحش ناموسي بشنويد.
يك وقت هست موضوعي است كه اسلام براي آن اهميتي بالاتر از جان و مال و حيثيت انسان قائل است. مي‌ بينيد قرآن به خطر افتاده است،‌ اصول قرآني به خطر افتاده است،‌آيا اين جا مي‌ گويي: امر به معروف نكن،‌ نهي از منكر نكن، كه اگر اين را بگويم،‌ جانم، آبرويم، در خطر است؟ اجتماع نمي‌ پسندد. و...».
شهيد مطهري با نقل اين مطالب، آن را به شدت رد مي‌ كند.(4)
امام خميني(ره) مي‌ فرمايد: «اگر معروف و منكر از موضوعاتي باشد كه از نظر اسلام بسيار مهم است و امر به معروف و نهي از منكر در چنين موضوعي، متوقف بر بذل جان باشد، بذل جان واجب است».(5)
و امام حسين(ع) نيز در چنين موقعيتي بودند يعني «معروف» اصل اسلام و سنت پيامبر بود كه در حال از بين رفتن يا تحريف بود.
حضرت اباعبدالله الحسين(ع) ديدند اگر در آن برهه از زمان و در آن اوضاع خاصي كه بر جامعه اسلامي حاكم بود، امر به معروف و نهي از منكر نكند، اصل اسلام در خطر است و فاتحه اسلام خوانده مي‌ شود؛ نيز زحماتي كه جدّ بزرگوارش براي اسلام كشيده است و جانفشاني شهيداني كه خونشان را در راه اسلام نثار كردند، در معرض بي اثر شدن است. از اين رو بر خود لازم دانست كه قيام كند،‌ گرچه جان خود و بستگانش را در اين راه فدا كند.

3- بيان موقعيت امام حسين(ع)
يك روز پيش از حركت امام حسين(ع) از مدينه به طرف مكه مروان بن حكم حضرت را در كوچه ديد و گفت: يا اباعبدالله من تو را نصيحت مي‌كنم به اين كه با يزيد بيعت كني كه خير دين و دنيايت در بيعت با يزيد است.
حضرت در پاسخ فرمود: «انا لله و انا اليه راجعون و علي الأسلام السلام ... قد بليت الأمة براع مثل يزيد؛ وقتي فردي مانند يزيد حاكم امت اسلام باشد فاتحه اسلام خوانده است.(6)
بنابراين معلوم است كه در آن زمان و موقعيت، اساس اسلام در خطر بود. حضرت در جاي ديگر فرمود: «ألا ترون أنّ الحق لا يُعمَل به و أنّ الباطل لا يتناهي عنه، ‌ليرغب المؤمن في لقاء اله محقا؛ آيا نمي‌ بيند به حق عمل نمي‌ شود؟ آيا نمي‌ بيند قوانين الهي پايمال مي‌ شود؟ آيا نمي‌ بيند اين همه مفاسد پيدا شده و احدي نهي نمي‌ كند؟ در چنين اوضاعي، مؤمن بايد از جان خود بگذرد و لقاي پروردگار را در نظر بگيرد».(7)

پي‌نوشت‌ها:
(1) آل عمران آيه 109.
(2) نهج البلاغه، كلمات قصار، شمارة‌374.
(3) وسائل الشيعه، ج11، ص 395.
(4) شهيد مطهري، مجموعه آثار، ج17، ص 267.
(5) امام خميني، تحريرالوسيله، ج1، ص 472.
(6) اعيان الشيعه، ج2، ص 402.
(7) بحارالانوار،‌ج42، ص 192.

برچسب

معناي انتظار مفهوم انتظار چگونگي انتظار

نظرات

كاربر گرامي سوالات خود را از بخش "ارسال سوال ديني " ارسال كنيد.
NotCache List Paramters: 6&0&0!Model&219 Name List:نمايش رندوم كتب - كل ++++++