wait لطفا صبر کنید
صفحه اصلي
NotCache List Paramters: 7&0&0!Model&106 Name List:جستجوي كل-عمومي
صفحه اصلي  » اعتقادات » ائمه اطهار (عليهم السلام)
0.0 (0)

فلسفه عزاداري و آثار و فوايد مجالس عزاي امام حسين(ع) چيست؟

1- نخست بايد گفت: حوادث گذشته هر جامعه مى‌‌تواند در سرنوشت و آينده آن جامعه آثار عظيمى داشته باشد. تجديد آن خاطره‌ها در واقع نوعى بازنگرى و بازسازى آن حادثه است تا مردم از آن جريان استفاده كنند. اگر حادثه مفيدى بوده است و در جاى خود منشأ آثار و بركاتى به شمار مى‌‌رفت، بازنگرى و بازسازى آن مى‌‌تواند مراتبى از آن بركات را داشته باشد.
علاوه بر اين، در همه جوامع انسانى مرسوم است كه به نوعى، از حوادث گذشته خود ياد مى‌‌كنند؛ آن‌ها را بزرگ شمرده و به آن‌ها احترام مى‌‌گذارند. خواه مربوط به اشخاصى باشد كه در پيشرفت جامعه خود مؤثر بوده‌اند، نظير دانشمندان و مخترعان، و خواه مربوط به كسانى باشد كه از جنبه سياسى و اجتماعى، در رهايى ملت خود نقش مؤثرى داشته‌اند و قهرمان ملى بوده‌اند.
همه عقلاى عالم براى اين گونه شخصيت‌ها آيين‌هاى بزرگداشتى را منظور مى‌‌كنند. اين كار بر اساس يكى از مقدس‌ترين خواسته‌هاى فطرى است كه خدا در نهاد همه انسان‌ها قرار داده است، و از آن به «حس حق شناسى» تعبير مى‌‌كنيم.
لذا اين خواسته فطرى همه انسان‌هاست كه در برابر كسانى كه به آن‌ها خدمت كرده‌اند حق شناسى و شكرگزارى كنند، آنان را به خاطر داشته باشند و به ايشان احترام بگذارند.
علاوه بر اين، ياد آن خاطره‌ها، در صورتى كه در سعادت جامعه تأثيرى داشته، مى‌‌تواند عامل مؤثر ديگرى را در زمان بيان خاطره‌ها بيافريند. در اين صورت، گويا خود آن حادثه تجديد مى‌‌شود.
لذا از آن‌جا كه معتقديم حادثه عاشورا حادثه عظيمى در تاريخ اسلام بوده است، و نقش تعيين كننده‌اى در سعادت مسلمان‌ها و روشن شدن راه هدايت مردم داشته است، اين حادثه در نظر ما براي امروز نيز بسيار ارزشمند است. از اين رو، بزرگداشت و بازسازى اين حادثه و به خاطر آوردن آن، موجب مى‌شود تا بتوانيم از بركات آن در جامعه امروز نيز استفاده كنيم.
آنچه دوست و دشمن بر آن اتفاق دارند اين است كه داستان كربلا، اگر در عالم انسانيت داستان منحصر به فردى نباشد، از وقايع بسيار كم نظير است.
البته ما بر اساس آنچه از ائمه اطهار عليهم‌السلام دريافت داشته‌ايم، اين داستان واقعي را منحصر به فرد مى‌‌دانيم و معتقديم كه نظير اين داستان در گذشته نبوده و در آينده هم نخواهد بود. ولى از جهت احتياط در سخن و براى اين كه با كسانى مواجه هستيم كه طبعاً از ما دليل و سند مى‌‌خواهند و براى اين كه وارد آن بحث‌ها نشويم، مى‌‌گوييم اتفاق نظر همه مورخين و همه آشنايان به تاريخ بشر اين است كه اگر داستان عاشورا منحصر به فرد نباشد، از كم نظيرترين داستان‌‌هاى عالم است؛ داستانى كه هم از نظر كيفيت وقوع، هم از نظر عظمت مصيبت، و هم از نظر بقاى خاطره آن در ميان مردم و آثار اجتماعى كه بر آن مترتب مى‌‌شود، با هيچ ماجراى ديگرى قابل مقايسه نيست. خود همين تكرار عزادارى‌هايى كه در كشور خودمان مى‌‌بينيم، مى‌‌تواند براى ما عامل هشدار دهنده و بيداركننده‌اى باشد كه هيچ حادثه ديگرى با اين حادثه قابل مقايسه نيست. حادثه‌اى كه براى آن اين همه وقت صرف مى‌‌شود، اين همه هزينه مى‌‌شود و اين همه اشك‌ها ريخته مى‌‌شود، با چه حادثه و پيشامدى قابل تشبيه است؟
اين عزادارى‌ها مخصوص كشور ما نيست. در دورترين نقطه‌هاى جهان در ايام محرم و صفر و به خصوص روز عاشورا برنامه‌هايى برگزار مى‌شود. در نيويورك كه يكى از بزرگ‌ترين شهرهاى دنياست، در روز عاشورا از طرف شيعيان پاكستانى، ايرانى، عراقى، لبنانى و بعضى از كشورهاى ديگر، دسته سينه زنى راه مى‌‌افتد به طورى كه توجه همه مردم را به خود جلب مى‌‌كند. بزرگ‌ترين خيابان اين شهر، پر از جمعيت مى‌‌شود.
علاوه بر شيعيان، در بسيارى از كشورهاى سنى نشين هم در ايام عاشورا چنين مراسمى از سوى اهل سنت برگزار مى‌‌شود؛ يا اگر شيعيان جلساتى تشكيل مى‌‌دهند، برادران اهل تسنن، خود را موظف مى‌‌دانند كه در اين مراسم شركت كنند. بسيارى از برادران اهل تسنن ما در شبه قاره هند، هم در هندوستان كه تعداد مسلمانان آن، دو برابر جمعيت كل ايران است و هم در بنگلادش و پاكستان، به عنوان اداى اجر رسالت، بر خود واجب مى‌‌دانند كه در مراسم عزادارى سيدالشهداء عليه‌السلام شركت كنند.
بلكه حتى بت پرستانى كه به شريعت اسلام معتقد نيستند، به لحاظ بركاتى كه از عزادارى سيدالشهداء عليه‌السلام ديده‌اند مراسم عزادارى بر پا مى‌‌كنند و نذورات فراوانى براى برگزارى مراسم سيدالشهداء عليه‌السلام دارند. اين‌ها مواردى است كه در تمام دنيا ديده مى‌‌شود لذا هيچ حادثه‌اى را در عالم نمى‌‌توانيم نشان دهيم كه چنين تأثيرى داشته باشد و ملت‌هاى مختلف را تحت تأثير قرار داده باشد.
به اين مطالب، فداكارى‌هايى را كه شيعيان در طول تاريخ كرده‌اند اضافه كنيد. اين فداكارى‌ها براى اين بوده است كه بتوانند اين مراسم را برگزار كنند و بتوانند به زيارت قبر سيدالشهداء عليه‌السلام نايل شوند.
هميشه برگزارى اين گونه مراسم و زيارت قبر آن حضرت عليه‌السلام به اين راحتى نبوده است. البته الآن هم خيلى راحت نيست؛ ولى زمانى بود كه اگر كسى مى‌‌خواست براى زيارت قبر سيدالشهداء عليه‌السلام برود، بايد جان خود را كف دست بگيرد. مأموران دولت عباسى، به خصوص در زمان متوكل، آنچنان سخت گيرى مى‌‌كردند كه كسى جرأت نكند به نزديك حرم حسينى برسد. حتي قبر سيدالشهداء عليه‌السلام را خراب كردند، بر آن آب بستند و زمينش را شخم زدند، براى اين كه به كلى آثار اين قبر محو شود. ولى شيعيان براى آن كه بتوانند حتى قبر سيدالشهداء را زيارت كنند، حاضر شدند دست بدهند، پا بدهند، جان بدهند، اما بروند و از نزديك سلام بدهند. چنين چيزى قطعاً در تاريخ بشر نمونه ندارد. اگر از هر جهت ديگر بگوييم شباهتى با ساير حوادث دارد، از اين جهت شباهتى با هيچ حادثه‌اى ندارد.
2- فوائد گريه و عزاداري براي امام حسين (ع)
الف) حفظ مكتب اهل بيت (ع) به عنوان اسلام ناب و خالص‏
مجالس عزاى امام حسين عليه‌السلام عامل فوق‌العاده نيرومندى براى بيدارى مردم است و راه و رسمى است كه آن حضرت آن را به پيروان خود آموخته تا ضامن تداوم و بقاى اسلام باشد.
اهمّيّت برپايى اين مجالس و رمز تأكيد ائمّه اطهار عليهم‌السلام بر حفظ آن، آنگاه روشن‌‏تر مى‌‏شود كه ملاحظه كنيم شيعيان در عصر صدور اين روايات به شدّت در انزوا به سر مى‌‏بردند و تحت فشارهاى گوناگون حكومت امويان و عبّاسيان چنان گرفتار بودند كه قدرت بر انجام كوچكترين فعّاليّت و حركت سياسى و اجتماعى نداشتند و چيزى نمانده بود كه به كلّى منقرض شوند ولى مجالس عزاى امام حسين عليه‌السلام آنان را نجات داد و در پناه آن، تشكّل و انسجام تازه‌‏اى يافتند و به صورت قدرتى چشمگير در صحنه جامعه اسلامى ظاهر شده و باقى ماندند.
به همين دليل، برپايى اين مجالس در روايات به عنوان «احياى امر اهل‌‏بيت عليهم‌السلام» تعبير شده است.
امام صادق عليه‌السلام در مورد اين گونه مجالس فرمودند: «إِنَّ تِلْكَ الْمَجالِسَ أُحِبُّها فَأَحْيُوا أمْرَنا؛ اين گونه مجالس (شما) را دوست دارم، از اين طريق مكتب ما را زنده بداريد!» (1)
امام خمينى (قدس سره) در تعبير جامعى مى‌‏فرمايد: «همه ما بايد بدانيم كه آنچه موجب وحدت بين مسلمين است، اين مراسم سياسى، مراسم عزادارى ائمّه اطهار عليهم‌السلام به ويژه سيّد مظلومان و سرور شهيدان حضرت اباعبداللَّه الحسين عليه‌السلام است كه حافظ ملّيّت مسلمين به ويژه شيعيان ائمّه اثنى‌‏عشر- عليهم صلوات اللّه و سلّم- مى‌‏باشد». (2)
حتّى غير مسلمانان هم به اين امر اعتراف دارند. «ژوزف فرانسوى» در كتاب «اسلام و مسلمانان» ضمن اشاره به اندك بودن شمار شيعيان در قرون اوّليّه اسلام، به خاطر عدم دست‌رسى آنان به حكومت، و ظلم و ستم حاكمان بر آنان و قتل و غارت اموالشان در تحليل جالبى مى‌‏نويسد: «يكى از امامان شيعه، آنان را دستور تقيّه داد تا جانشان از گزند بيگانگان محفوظ باشد و همين امر باعث شد كه شيعيان كم كم قدرت پيدا كنند و اين بار دشمن بهانه‌‏اى نيافت تا به واسطه آن شيعيان را بكشد و اموالشان را غارت نمايد. شيعيان مجالس و محافل مخفيانه‌‏اى را تشكيل دادند و بر مصائب حسين عليه‌السلام گريه مى‌‏كردند. اين عاطفه و توجّه قلبى در دلهاى شيعيان استحكام يافت و كم كم زياد شد و پيشرفت كردند ...
بزرگترين عامل اين پيشرفت برپا كردن عزادارى حسين (عليه‌السلام) مى‌‏باشد كه ديگران را به سوى مذهب شيعه دعوت مى‏‌كند ... هر يك از شيعيان در حقيقت مردم را به سوى مذهب خود مى‏‌خوانند بى آن‏كه مسلمانان ديگر متوجّه بشوند. بلكه خود شيعيان هم‏ (شايد) به فايده‌‏اى كه در اين كارهايشان وجود دارد متوجّه نيستند و گمان مى‌‏كنند تنها ثواب اخروى كسب مى‏‌كنند» (3)
ب) اتحاد شيعيان و تزلزل حكومت‌هاي فاسد
ائمّه اطهار عليهم‌السلام با تأكيد بر برگزارى مراسم عزادارى حسينى عليه‌السلام، برنامه آن حضرت را «محورى» براى وحدت و اتحاد مردم قرار دادند به گونه‌‏اى كه امروزه در ايّام شهادتش ميليون‌ها انسان با اختلاف طبقات و نژاد و مذهب در هر كوى و برزن به عزادارى آن حضرت بپاخاسته و گرد بيرق حسينى اجتماع مى‏‌كنند.
هر ملّتى براى بقا و موفّقيّت خويش محتاج به عامل وحدت و اجتماع است. بدون شك بهترين عامل وحدت پيروان اهل بيت عليهم‌السلام كه با كمترين زحمت و كمترين هزينه مى‌‏تواند توده‌‏هاى ميليونى را حول يك محور جمع كند، همين مراسم عزادارى حسينى است.
به يقين اگر ملّتى از چنين قدرتى برخوردار باشد كه بتواند در كوتاه‌ترين فرصت و با كمترين تبليغات، نيروهاى متفرّق خويش را گردآورى كرده و سازماندهى كند، مى‏‌تواند هر مانعى را از سر راه پيشرفت خود بر دارد.
در واقع ائمّه اطهار عليهم‌السلام با ترغيب مردم به اقامه مجالس حسينى از پراكندگى نيروها جلوگيرى به عمل آوردند و توده‌‏هاى متفرّق را بسيج كردند و با ايجاد وحدت و يكپارچگى در ميان آنها قدرت عظيمى را به وجود آوردند.
حركت خودجوش ميليونى مردم مسلمان ايران در نهضت شكوهمند انقلاب اسلامى در ماه محرّم و صفر به ويژه روزهاى تاسوعا و عاشورا كه لرزه بر اندام طاغوتيان مى‌‏انداخت سرّ تأكيد ائمّه اطهار عليهم‌السلام بر محور قراردادن امام حسين عليه‌السلام را روشن‏‌تر مى‏‌كند.
« ماربين آلمانى» در اثر خود مى‏‌نويسد: «بى اطّلاعى بعضى از تاريخ نويسان ما موجب شد كه عزادارى شيعه را به جنون و ديوانگى نسبت دهند؛ ولى اينان گزافه گفته و به شيعه تهمت زده‏‌اند. ما در ميان ملل و اقوام، مردمى مانند شيعه پرشور و زنده نديده‌‏ايم، زيرا شيعيان به واسطه بپا كردن عزادارى حسينى سياست‏‌هاى عاقلانه‌‏اى را انجام داده و نهضت‏‌هاى مذهبى ثمر بخشى را به وجود آورده‌‏اند».
همين نويسنده آلمانى مى‌‏گويد: «هيچ چيز مانند عزادارى حسينى نتوانست بيدارى سياسى در مسلمانان ايجاد كند».
مخالفت دشمنان اسلام با اقامه اين مجالس و تلاش آنها در جهت به تعطيلى كشاندن آن، حتّى اقدام آنان بر انهدام قبر امام حسين عليه‌السلام و مانع شدن از زيارت قبر آن حضرت، خود شاهد ديگرى است كه حكومت‌‏ها تا چه اندازه از اين نيروى عظيم وحشت داشته و دارند.
با نگاهى گذرا به تاريخ اسلام بعد از حادثه كربلا مى‏بينيم اين مجالس و پيام‏هاى عاشورايى تا چه اندازه سرمشق قيام‏‌هاى مجاهدان راه خداوند در مقابل گردنكشان و طاغوتيان بوده است.
ج) خودسازى و تربيت دينى (الگوپذيرى)/ دانشگاهي براي تعليم عقايد،‌اخلاق و احكام
مجالس عزاى امام حسين عليه‌السلام مجالس تحوّل روحى و مركز تربيت و تزكيه نفس است. در اين مجالس مردمى كه با گريه بر مظلوميّت امام حسين عليه‌السلام آن حضرت را الگو قرار مى‌‏دهند، در واقع زمينه تطبيق اعمال و كردار خويش و همرنگى و سنخيّت خود را با سيره عملى آن حضرت فراهم مى‌‏سازند.
تأثير عميق اين مجالس به قدرى است كه افراد زيادى در اين مجالس، دگرگونى عميقى يافته و تصميم بر ترك گناه و معصيت مى‏‌گيرند، و چه بسا اشخاص گمراهى كه با شركت در اين مجالس تنبّه حاصل كرده و راه نجات را پيدا مى‌‏كنند.
اين مجالس به آدمى درس عزّت، آزادگى، ايثار، فداكارى و درس تقوى و اخلاق مى‌‏آموزد. اين مجالس مهد پرورش انسان‏هاى حق طلب و عدالت ‏گستر و شجاع است.
اضافه بر اين، در طول تاريخ اين جلسات به مثابه كلاس‌‏هاى درس و دانشگاهي براى مردم بوده است و آنان را با معارف و حقايق دينى، تاريخ، رجال، احكام و موضوعات گوناگون ديگر آشنا مى‏‌كرده است، و يكى از مؤثّرترين پايگاه‌‏هاى خودسازى و تهذيب نفوس و تربيت اخلاق بوده است.
ائمّه اطهار عليهم‌السلام با گشودن اين باب، و تشويق مردم به شركت در اين محافل در واقع همه را به تحصيل و تربيت در اين دانشگاه حسينى دعوت كردند. شور و هيجان جوانان بسيجى در جبهه‌‏هاى نبرد در جنگ تحميلى هشت ساله به ويژه در شبهاى عمليّات و لحظه شمارى آنان براى فداكارى و ايثار و نيل به شهادت، گواه روشنى بر تأثيرعميق مجالس حسينى است.
د) تجليل از مجاهدت امام عليه‌السلام و تعظيم شعائر
اساساً سوگوارى در مرگ اشخاص يك نوع تعظيم و احترام به آنان و رعايت موقعيّت و شخصيّت‏‌شان محسوب مى‏‌شود؛ پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مى‌‏فرمايد: «مَيِّتٌ لابَواكِيَ عَلَيْهِ، لا إِعْزازَ لَهُ؛ مرده‏‌اى كه گريه كننده‏‌اى نداشته باشد عزّتى ندارد!» (4)
مخصوصاً سوگوارى در مرگ مردان الهى، از مصاديق بارز تعظيم شعائر الهى بوده و تجليل از عقيده و راه و رسم و مجاهدت و تلاش آنان محسوب مى‏‌شود. از اين رو، رسول خدا صلى الله عليه و آله هنگام بازگشت از جنگ احد وقتى كه مشاهده كرد خانواده‌‏هاى شهداى قبيله «بنى اشهل» و «بنى ظفر» براى شهيدان خود گريه مى‌‏كنند، ولى عموى بزرگوارش حضرت حمزه گريه كننده‌‏اى ندارد، فرمود: «لكِنَّ حَمْزَةُ لابَواكِيَ لَهُ الْيَوْمَ؛ امّا امروز حمزه، گريه كننده‌‏اى ندارد!» (5)
زنان مدينه با شنيدن اين سخن در خانه حضرت حمزه اجتماع كرده و به سوگوارى پرداختند و بدين وسيله شخصيّت عظيم حضرت حمزه مورد تجليل و تكريم قرار گرفت.
و نيز آنگاه كه خبر شهادت جعفر طيّار در جنگ موته به مدينه مى‌‏رسد، پيامبر صلى الله عليه و آله‏ براى گفتن تسليت نخست به خانه جعفر رفت، سپس به خانه فاطمه زهرا عليهاالسلام آمد، و آن بانوى بزرگ را در حال گريه و سوگوارى ديد، فرمود: «عَلى‏ مِثْلِ جَعْفَرٍ فَلْتَبْكِ الْبَواكِي؛ به راستى براى شخصيّتى چون جعفر بايد گريه كنندگان گريه كنند!» (6)
قرآن كريم در مورد گروهى از قوم موسى كه راه تباهى و فساد را در پيش گرفتند و سرانجام در اثر نفرين آن حضرت به هلاكت رسيدند، آنان را لايق تجليل و گريه ندانسته و مى‏‌فرمايد: «فَمَا بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّمَاءُ وَالْأَرْضُ وَمَا كَانُوا مُنظَرِينَ» (7) ؛ نه (اهل) آسمان بر آنان گريستند و نه (اهل) زمين!
از اين تعبير به خوبى استفاده مى‌‏شود كه لياقت گريه ديگران را نداشتن نوعى حقارت و بى ارزشى است.
از اين رو، در سفارش‏‌هاى ائمّه اطهار عليهم‌السلام مى‏‌بينيم كه مى‌‏فرمودند: چنان در ميان مردم منشأ آثار خير و بركت باشيد كه بر مرگتان بگريند و از شما تجليل كنند!
اميرمؤمنان عليه‌السلام فرمود: «خالِطُوا النَّاسَ مُخالَطَةً إِن مِتُّمْ مَعَها بَكَوْا عَلَيْكُمْ وَ إِنْ عِشْتُمْ حَنُّوا إِلَيْكُم؛ با مردم آنچنان معاشرت كنيد كه اگر بميريد بر مرگ شما اشك بريزند و اگر زنده بمانيد به شما عشق بورزند.» (8)
بنابراين، اقامه عزادارى براى امام حسين عليه‌السلام آن شخصيّت ممتاز و بى نظيرى كه خود از خاندان عصمت و طهارت بود و از اولياى الهى و امامان معصوم است، علاوه بر تجليل از مقام شامخ آن امام همام، از مصاديق روشن تعظيم شعائر الهى است كه: «وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ»؛ هر كس شعائرالهى را بزرگ‏ دارد، اين كار نشانه تقواى دلهاست. (9)
چگونه چنين نباشد و حال آن كه صفا و مروه با اين كه مكانى بيش نيستند، چون ياد و ذكر الهى در آنجا زنده مى‏‌شود، از شعائر الهى شمرده است. «إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ»؛ صفا و مروه از شعائر (و نشانه‏‌هاى) خداست (10)
به يقين، امام حسين عليه‌السلام كه تمام هستى خويش را يكجا با خداوند معامله كرد و مخلصانه از همه چيزش در راه خدا گذشت، از عظيم‏‌ترين شعائر الهى است و برپايى مجالس عزا براى آن حضرت، تعظيم يكى از بزرگترين شعائر الهى محسوب مى‏‌شود كه آثار مثبت فردي و اجتماعي بي‌شماري دارد.

3- البته اساسِ پاسخ را بايد در مهر و محبّتِ به امام حسين(عليه السلام) جستجو كرد كه تا «ژرفاي احساسات و عواطفِ» عزاداران راه يافته (11)، و ايشان را چنان شيفته و شيدا كرده است كه ناآشنايان طعنه گو، از حالت آنان به «جنون» تعبير مي كنند. آري، عزاداران امام حسين(عليه السلام) بر اساس «پيوند عميق عاطفي»، هر ساله مراسم عزاي حسيني را با شكوه تر از قبل برگزار مي كنند، و اين همه، تجلّي اين فرموده رسول خدا(صلي الله عليه وآله)است: «إن لقتل الحسين حرارة في قلوب المؤمنين لاتبرد ابداً»(12)؛ براي شهادت امام حسين(عليه السلام)در دل‌هاي مؤمنان حرارتي است كه هرگز سرد و خاموش نمي شود.
بر اين اساس، مهر، عشق و عاطفه، مهم ترين پشتوانه براي برپايي مراسم عزاداري امام حسين(عليه السلام) بوده است. با وجود اين، كاركرد آن مراسم، هرگز به جنبه عاطفي محدود نبوده است. در طول تاريخ، برگزاري عزاداري براي امام حسين(عليه السلام)فرصتي مناسب به دست مي داده است تا مرثيه سرايان و خطيبان، همگان را با شخصيت و نهضت امام حسين(عليه السلام)، و نيز با معارف اسلامي آشنا كنند. بر اين اساس، عزاداري امام حسين(عليه السلام)آثار، فوايد و كاركردهاي بسيار مهمي در ابعاد فرهنگي، اجتماعي و سياسي داشته است. بي گمان، شناخت اين كاركردها و آثار سبب مي شود تا ما نسبت به «چرايي عزاداري براي امام حسين(عليه السلام)» آگاهي ژرف تري پيدا كنيم.

پي نوشت ها:
(1) وسائل الشيعة، ج 10، ص 391-392، ح 2
(2) وصيّت نامه الهى ـ سياسى امام خمينى(قدس سره) ـ صحيفه نور، ج 21، ص 173
(3) به نقل از فلسفه شهادت و عزادارى حسين بن على(عليه السلام)، علاّمه سيد عبدالحسين شرف الدين، ترجمه على صحت، ص 92
(4) المأساة الحسين، ص 118
(5) استيعاب، ج 1، ص 275
(6) بحارالانوار، ج 22، ص 276
(7) سوره دخان، آيه 29
(8) نهج البلاغه، كلمات قصار، كلمه 10
(9) سوره حج، آيه 32
(10) بقره / 158
(11) مرتضي مطهري، قيام و انقلاب مهدي (عج) به ضميمه شهيد، چ پنجم، قم، صدرا، 1398ق، ص 122 و 123
(12) ميرزا حسين نوري طبرسي، مستدرك الوسائل، چ دوم، قم، مؤسسه آل بيت(عليهم السلام) لإحياءالتراث، 1408 ق، ج 10، ص 318

برچسب

امام رضا(ع) سفر مدينه ايران خراسان
مرو مامون خلافت ولايتعهدي اجبار

نظرات

كاربر گرامي سوالات خود را از بخش "ارسال سوال ديني " ارسال كنيد.
موضوعات