wait لطفا صبر کنید
صفحه اصلي  » نماز » فلسفه نماز
0.0 (0)

برايم درباره نقش تربيتي نماز در زندگي مان توضيح دهيد؟

در اين باره بايد گفت اگرچه نماز يك ارتباط روحى و معنوى است و هدف از آن ياد خداست، اما اسلام خواسته اين روح را در قالب يك سلسه برنامه هاى تربيتى پياده كند و لذا شرائط زيادى را براى آن قرار داده است، شرائط صحيح بودنِ نماز، شرائط قبولى و شرائط كمال نماز و در پرتو همين برنامه هاي تربيتي است كه نمازگزار ناچار است كه براى صحت و قبولى نماز خود در اين سيستم تربيتي قرار گرفته و رشد نمايد؛ مثلا، از شرايط صحت نماز مشروع بودن و مباح بودن تمام وسايلى است كه درآن به كار مى‏ رود، مانند آب وضو و غسل، جامه ‏اى كه با آن نماز مى‏ گزارد و مكان نمازگزار، اين موضوع سبب مى ‏شود كه او گرد حرام نرود و در كار و كسب خود از هر نوع حرام اجتناب نمايد؛ و به مرور زمان با همين روحيه تربيت شده و از مال حرام اجتناب مي نمايد و يا اين كه براي قبولى نمازش در پيشگاه خداوند بايد زكات و حقوق مستمندان را بپردازد؛ غيبت نكند؛ از تكبر و حسد بپرهيزد؛ از مشروبات الكلى اجتناب نمايد و با حضور قلب و توجه و نيت پاك به درگاه خدا رو آورد و يا رعايت شرط كمال نماز مانند خواندن هر يك از نمازها در وقت خود موجب مي شود فرد نمازگزار فردي منضبط و وقت شناس تربيت گردد. بالاخص كه نمازگزار بايد براى اداى فريضه صبح پيش از طلوع آفتاب از خواب برخيزد، طبعا يك چنين فردى همواره سحر خيز بوده و فرا مي گيرد چگونه به موقع فعاليت هاى مثبت زندگى را آغاز ‏كند.
البته آثار تربيتى نماز به آن چه كه گفته شد منحصر نيست؛ ولى اين نمونه مى ‏تواند نشانه اسرار بزرگ اين عبادت بزرگ اسلامى باشد.

الف: تربيت فردي
انضباط و وقت‏ شناسى:
نمازهاى اسلامى هر كدام براى خود وقت مخصوص و معينى دارد و فرد نمازگزار بايد نمازهاى خود را در آن اوقات بخواند، لذا اين عبادت اسلامى به انضباط و وقت‏ شناسى كمك مؤثرى مى‏ كند.
بالاخص كه نمازگزار بايد براى اداى فريضه صبح پيش از طلوع آفتاب از خواب برخيزد، طبعا يك چنين فردى گذشته از اين كه از هواى پاك و نسيم صبحگاهان استفاده مى‏ نمايد، به موقع فعاليت هاى مثبت زندگى را آغاز مى ‏كند.

ب: تربيت اجتماعي
1- همگرايي
نماز در اوقات معين نمودارى از وحدت و يگانگى ملت بزرگ اسلام است؛ زيرا همه مسلمان ها در وقت هاى مخصوصى رو به قبله ايستاده و با آداب خاصى خداوند جهان را مى ‏پرستند، اين خود نمونه بزرگى از اتحاد و يگانگى ملتى است كه اسلام همه را به وسيله آن عبادت متحد و متشكل نموده است.
هرگاه اين نمازها به صورت جماعت برگزار گردد، روح وحدت و اتحاد و مساوات و برابرى، از صف هاى منظم و فشرده نمازگزاران نمايان خواهد بود و اهميت اين اتحاد و يگانگى معنوى نيازى به توضيح ندارد.

2- نفى طاغوت و ايستادگى در مقابل ستم‏
انسانى كه فقط خداوند را عبادت نمايد در مقابل او سر تعظيم و تسليم فرود آورد، هر چه غير خداوند است، براى او حقير و كوچك مى ‏شود و كسى نمى‏ تواند با ظلم و ستم بر او چيره شود.
و در مقابل گردنكشان و ظالمان سر تسليم فرود نمى ‏آورد و با طاغوت كنار نمى ‏آيد. خداوند اين مسئله را يكى از اهداف بعثت پيامبر(ص) دانسته است:«و در ميان هر امتى، پيامبرى را مبعوث كرديم تا خداوند را عبادت نماييد و از طاغوت (هر چه در مقابل خدا است) پرهيز كنيد.»[1]

فلسفه اخلاقي نماز
عامل پرورش فضائل اخلاقى
نماز روح اخلاص و خداباورى را در انسان افزايش مى ‏دهد و نتيجه آن پرورش فضايل اخلاقى و تكامل روحى انسان است؛ چه تكاملى بالاتر از اين كه روح ما از جهان محدود ماده و چهار ديوار طبيعت بيرون رفته و با جهان بيكران كمال مطلق«خدا» مرتبط گردد و در انجام وظايف بندگى و كارهاى زندگى، از قدرت نامتناهى و نيروى نامحدود او استمداد بطلبد و خدا را درهمه حال حاضر و ناظر خود بداند و به اندازه ‏اى شايسته و لايق گردد كه بتواند با او سخن بگويد.

زنده كردن حس شكرگزاري
پرستش خدا و عبادت وحى حس تقدير و شكرگزارى را در انسان زنده مى‏ كند، قدر دانى از مقامى كه نعمت هاى بزرگ و پر ارزشى را در اختيار انسان نهاده، نشانه لياقت و شايستگى او نسبت به الطافى است كه در حق او انجام گرفته است.
تشكر و سپاس گزارى از مقام خداوند اين نتيجه را دارد كه فرد سپاس گزار با عرض تشكر و انجام وظيفه، حق‏ شناسى خود را در برابر نعمت هايى كه خدا در اختيار او گذاشته است آشكار و هويدا مى‏ سازد.
امام زين العابدين راجع به عبادت پيامبر خدا ( صل الله عليه و آله ) فرموده اند: آن قدر پيامبر در نماز ايستاد تا قدم هايش ورم كرد چنان در روزه دارى تشنه مي شد آب دهانش خشك مي گرديد، گفتند يا رسول الله مگر خداوند وعده مغفرت به تو نداده؟ مي فرمود آيا بنده شكرگزار خدا نباشم؟![2]

بهترين وسيله براى خويشتن دارى و كنترل غرايز
از لحاظ تربيتي، ياد خدا بهترين وسيله براى خويشتن دارى و كنترل غرايز سركش و جلوگيرى از روح طغيان است.
«نمازگزار» همواره به ياد خدا مى ‏باشد، خدايى كه از تمام كارهاى كوچك و بزرگ ما آگاه است، خدايى كه از آن چه در زواياى روان ما وجود دارد و يا از انديشه ما مى‏ گذرد، مطلع و باخبر است و كم ترين اثر ياد خدا اين است كه به خودكامگى انسان و هوس هاى وى اعتدال مي ‏بخشد، چنان كه غفلت از ياد خدا و بى خبرى از پاداش ها و كيفرهاى او، موجب تيرگى عقل و خرد و كم فروغى آن مى‏ شود.
به راستى، انسان كه پايه حكومت غرايز در كانون وجود او مستحكم است، بهترين راه براى كنترل غرايز و خواسته هاى مرزنشناس او همان ياد خدا، ياد كيفرهاى خطاكاران و حساب هاى دقيق و اشتباه‏ ناپذير آن مى ‏باشد. از اين نظر قرآن يكى از اسرار نماز را ياد خدا معرفى مى ‏كند:«اقم الصلوة لذكرى»[3]؛« نماز را براى ياد من بپادار!»

دورى از گناه
نمازگزار ناچار است كه براى صحت و قبولى نماز خود از بسيارى از گناهان اجتناب ورزد؛ مثلا، يكى از شرايط نماز مشروع بودن و مباح بودن تمام وسايلى است كه درآن به كار مى‏ رود، مانند آب وضو و غسل، جامه ‏اى كه با آن نماز مى‏ گزارد و مكان نمازگزار، اين موضوع سبب مى‏ شود كه گرد حرام نرود و در كار و كسب خود از هر نوع حرام اجتناب نمايد؛ زيرا بسيار مشكل است كه يك فرد تنها در امور مربوط به نماز به حلال بودن آن ها مقيد شود و در موارد ديگر بى پروا باشد.
گويا آيه زير به همين نكته اشاره مى ‏كند و مى‏ فرمايد:« وَ أَقِمِ الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ....»[4]؛« و نماز را برپادار، كه نماز(انسان را) از زشتي ها و گناه بازمى ‏دارد،...»
بالاخص اگر نمازگزار متوجه باشد كه شرط قبولى نماز در پيشگاه خداوند اين است كه نمازگزار زكات و حقوق مستمندان را بپردازد؛ غيبت نكند؛ از تكبر و حسد بپرهيزد؛ از مشروبات الكلى اجتناب نمايد و با حضور قلب و توجه و نيت پاك به درگاه خدا رو آورد و به اين ترتيب نمازگزار حقيقى ناگزير است تمام اين امور را رعايت كند. روى همين جهات، پيامبر گرامى ما(ص) مى‏ فرمايد: نماز چون نهر آب صافى است كه انسان خود را در آن شست و شو دهد، هرگز بدن او آلوده و كثيف نمى‏ شود. هم چنين كسى كه در شبانه روز پنج مرتبه نماز بخواند و قلب خود را در اين چشمه صاف معنوى شست و شو دهد، هرگز آلودگى گناه بر دل و جان او نمى ‏نشيند.

غفلت زدايى‏
بزرگ ‏ترين مصيبت براى رهروان راه حق آن است كه هدف آفرينش خود را فراموش كند. و غرق در زندگى مادى و لذائذ زودگذر گردند، اما نماز به حكم اين كه در فواصل مختلف در هر شبانه روز پنج بار انجام مى‏ شود، مرتباً به انسان اخطار مى ‏كند و هشدار مى ‏دهد و هدف آفرينش او را خاطر نشان مى‏ سازد... و اين نعمت بزرگى است كه انسان وسيله اى در اختيار داشته باشد كه در هر شبانه روز چند مرتبه به او بيدار باش گويد.[5]
امام رضا عليه السلام در خصوص فلسفه عبادت فرموده اند:« (مردم خدا را عبادت مي كنند) براى اين كه ذكر او از يادشان نرفته و تارك مراسم ادب نشده و نسبت به امر و نهى او مرتكب لهو نشوند حال اگر بدون انجام مراسم عبوديت به حال خود واگذارده شوند روزگار دراز بر آن ها بگذرد و دل هايشان سخت و قسى گردد.»[6]

پي نوشت :
[1] - نحل (16)، آيه 36
[2] - بحار الأنوار، ج‏46، ص 57
[3] - طه (20)، آيه 14
[4] - عنكبوت (29)، آيه 45
[5] - مكارم شيرازى ناصر، تفسير نمونه‏، تهران، دار الكتب الإسلاميه، 1374 ش‏، اول‏، ج 16، ص 290 - 291
[6] - علل الشرائع-ترجمه ذهنى تهرانى، ج‏1، ص 815
كتاب پرسش ها و پاسخ هاي نماز، سيد حسن موسوي (مركز تخصصي نماز)

كاربر گرامي، با توجه به احتمال تغيير در نظرات و فتاواي مراجع عظام، جهت اطلاع از آخرين فتوا با دفتر مرجع تقليد خود تماس بگيريد. با تشكر

برچسب

نماز نماز شب نماز شفع نماز وتر شفاعت
قرآن مقام محمود وضو امام صادق حديث
امام زين العابدين حضرت ابراهيم جابر بن عبدالله انصاري مومن گناه
امام باقر امير المومنين امام رضا حكمت قنوت
اخلاق قرض بهشت روزه قيامت

نظرات

كاربر گرامي سوالات خود را از بخش "ارسال سوال ديني " ارسال كنيد.
NotCache List Paramters: 6&0&0!Model&219 Name List:نمايش رندوم كتب - كل ++++++