wait لطفا صبر کنید
0.0 (0)

در قرآن آيه اي داريم كه مي فرمايد:«إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَر»با توجه به اين آيه و اين كه اكثريت مردم مقيد به خواندن نماز هستند چرا با اين وجود گناه مي كنند؟

بر اساس آن چه از روايات و تفاسير به دست مي آيد اين است كه بازدارندگى از گناه جزئى از طبيعت نماز است. از همين رو نماز هر چند سطحي و ناآگاهانه باشد غير ممكن است كه هيچ گونه تاثيري در نمازگزار نداشته باشد چرا كه كساني كه نماز حقيقي نمي خوانند و آلوده به گناه هستند؛ اگر همان نماز ناقص و سطحي را نخوانند از آن هم آلوده تر خواهند شد. و اگر همين افراد اهتمامشان به نماز بيش تر شود دوري آن ها از گناه بيش تر خواهد شد.
لذا در يك مقايسه ساده مي بينيم كساني كه نام مسلماني دارند و نماز نمي خوانند، روزه را هم مى ‏خورد، و حج هم نمى ‏رود و زكات هم نمى ‏دهد، و بالأخره ساير واجبات را هم ترك مى‏ كند، و هيچ فرقى بين پاك و نجس، و حلال و حرام نمى‏ گذارد، و هيچ چيزى را در راه خود مانع پيشرفت خود نمى‏ بيند، نه ظلم، نه زنا، نه ربا، نه دروغ، و نه هيچ چيز ديگر.امّا اگر حال چنين شخصى را با حال كسى مقايسه كنيم كه نماز مى‏ خواند، و در نمازش به حد اقل آن يعنى آن مقدارى كه تكليف از گردنش ساقط شود اكتفاء مى ‏كند، خواهيم ديد كه او از بسيارى از كارها كه بى نماز از آن پروا نداشت پروا دارد، و اگر حال اين نمازگزار را با حال كسى مقايسه كنيم كه در نمازش اهتمام بيش ترى دارد، خواهيم ديد كه دومى از گناهان بيش ترى پروا دارد، و به همين قياس هر چه نماز كامل تر باشد، خوددارى از فحشاء و منكرات بيش تر خواهد بود.
اما علّت اين كه افراد نماز خوان با وجود اين كه بازدارندگي از گناه جزئى از طبيعت نماز است، مرتكب گناه مي شوند مي توان به دلايل متعدّدي اشاره نمود.

الف: فقدان شرايط صحت نماز
يكي از علّت هاي ممكن است بعضي افراد دچار آن باشند اين است كه به دليل كوتاهي در فراگيري مسائل فقهي و عدم آشنايي با احكام يكي از مقدمات نماز مانند وضو، تيمم يا غسل و يا بخش هاي مختلف نماز مانند قرائت، ركوع و سجود و ديگر اجزا و شرايط، نمازشان صحيح نباشد و هرگاه نمازي از اصل باطل باشد ديگر توقع اين كه چنين نمازي بتواند بازدارنده گناه باشد معنا ندارد.

ب: عدم قبولي نماز
از ديگر عواملي كه موجب مي شود تا نماز اثر بازدارندگي خود را از دست بدهد عدم قبولي نماز است
امام صادق عليه السّلام فرموده اند:
« مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَعْلَمَ أَ قُبِلَتْ صَلَاتُهُ أَمْ لَمْ تُقْبَلْ فَلْيَنْظُرْ هَلْ مَنَعَتْهُ صَلَاتُهُ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَ الْمُنْكَرِ فَبِقَدْرِ مَا مَنَعَتْهُ قُبِلَتْ مِنْهُ»[1]؛« هر كس دوست دارد بداند نمازش قبول شده يا نه، ببيند كه آيا نمازش او را از گناه و زشتي باز داشته يا نه؟ پس به هر قدر كه نمازش او را از گناه بازداشته، به همان اندازه نمازش قبول شده است.»
مراد از اين روايت اين است كه نماز ناهى و بازدارنده از معاصى است؛ پس هر كس كه اقامه نماز كند ولى نماز او به صفت و ويژگى هايى كه حق تعالى آن را وصف كرده نباشد، به همان مقدار كه از اين ويژگي ها به دور بوده نماز او قبول نگرديده و به همان مقدار اثر بازدارندگي خود را از دست مي دهد.

ج – عادت به نماز
ممكن است علّت اين كه بعضى نمازگزاران مرتكب گناه مى شوند اين باشد كه نمازى كه مى خوانند از روى عادت است نه ترس از خدا؛ چون ترك عادت بسيار دشوار است، نماز را ترك نمى كند و معاصى را مرتكب مى شود.

د – وجود مانع در برابر اين بازدارندگي
علّامه طباطبايي در تشريح علّت عدم بازدارندگي نماز از گناه در نمازگزاران گفته اند: پيدايش صفت بازدارندگي از گناه اثر طبيعى نماز هست، و ليكن به نحو اقتضاء، نه به نحو عليت تامه، تا تخلف نپذيرد، و نمازگزار ديگر نتواند گناه كند، بلكه اثرش به مقدار اقتضاء است، يعنى اگر مانع و يا مزاحمى در بين نباشد اثر خود را مى ‏بخشد، و نمازگزار را از فحشاء بازمى‏ دارد، ولى اگر مانعى و يا مزاحمى جلو اثر آن را گرفت، ديگر اثر نمى ‏كند، و در نتيجه نمازگزار آن كارى كه انتظارش را از او ندارند مى‏ كند،( مثلا ممكن است هوا و هوس ‏هاى درونى شخص مانع تاثير نماز ‏شوند و آن را از اثر بيندازند. نماز چنين فردي در حد توان خود جلوى دشمن درونى را گرفته و مانع از فحشا و منكر مي شود؛ ليكن نفس اماره ‏اش قوى تر بوده و مانع از اين اثر گذاري مي گردد ) خلاصه ياد خدا، و موانعى كه از اثر او جلو مى‏ گيرند، مانند دو كفه ترازو هستند، هر وقت كفه ياد خدا چربيد، نمازگزار گناه نمى‏ كند، و هر جا كفه آن موانع چربيد كفه ياد خدا ضعيف مى‏ شود، و نمازگزار از حقيقت ياد خدا منصرف مى‏ گردد، و گناه را مرتكب مى‏ شود.[2]

هـ - خواندن نماز به جاي اقامه نمودن نماز
اگر ديده مي شود افرادي نماز مي خوانند امّا تأثيري در روح آنان ديده نمي شود به اين خاطر است كه آنان نماز را فقط«مي خوانند» و نماز را«بر پا نمي دارند». در قرآن لفظ«صلاة» معمولاً با فعل«يقيمون» و«أقيموا» و مشتقات«قيام» آمده يعني«نماز را بر پا داشتن». بر پا داشتن نماز با خواندن نماز متفاوت است. فردي كه نماز را بر پا مي دارد يعني در تمام زندگي او نماز برپاست و در تمام حيات او توحيد و صفات الهيه جاريست.

پي نوشت :
[1] - بحارالأنوار، ج 79، ص 198
[2] - طباطبايى سيد محمد حسين، تفسير الميزان، موسوى همدانى سيد محمد باقر، قم، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ ى مدرسين حوزه علميه قم‏، 1374 ش، پنجم، ج‏16، ص 201
كتاب پرسش ها و پاسخ هاي نماز، سيد حسن موسوي (مركز تخصصي نماز)
نماز نمازگزار حج زكات نجس
حلال حرام زنا ربا دروغ
فحشا منكر فقه وضو تيمم
غسل قرائت ركوع سجود گناه
باطل امام صادق اقامه علامه طباطبايي
توحيد قيام صفات الهيه نفس اماره
NotCache List Paramters: 34&806&16452!Model&179!RelateType&0 Name List:الگوي ليستي مرتبط ها - كل
كاربر گرامي سوالات خود را از بخش "ارسال سوال ديني " ارسال كنيد.
NotCache List Paramters: 6&0&0!Model&219 Name List:نمايش رندوم كتب - كل ++++++