wait لطفا صبر کنید
0.0 (0)

آيا با استدلال عقلي نيز مي توان امامت و ولايت حضرت علي اميرالمومنين(ع) را اثبات كرد؟ چگونه؟

1- ابتدا بايد دقت شود كه مسئله‌ي ولايت امير المومنين در غدير خم امري انتصابي از جانب حق تعالي مي‌باشد و امر انتصاب نيز به وسيله‌ي «نقل» به ديگران ابلاغ و اطلاع‌رساني مي‌شود. لذا در مبحث اثبات ولايت حضرت در غدير خم و يا مصدايق آن، اگر چه دلايل عقلي نيز وجود دارد، اما اين اصرار را نپذيريد كه حتماً از طريق غير نقلي به اثبات رسد. چرا كه اين ترفندي براي كم‌رنگ كردن نقش حديث غديرخم كه مستند اهل تشيع و تسنن است مي باشد.

به هر حال براي اثبات عقلاني ولايت اميرالمومنين علي عليه السلام در غدير خم توجه شما را به ماجرايي جالب دعوت مي كنم كه در آن به خوبي اين امر اثبات شده است:

يكي از بزرگان مي گويد: روزي يكي از دوستان سني(اهل سنت) به ديدنم آمده بود. گفتگوي مفصلي درباره حقانيت اهل بيت داشتم از جمله به خطبه ي حضرت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) در غدير خم استناد كردم.

ايشان مي گفت : «مولا» در اين حديث به معناي « دوست» آمده است .

نهايتا هر چه دليل آوردم قبول نكرد . خداحافظي كرد و به سمت بلوچستان حركت كرد.

يك ساعت از رفتنش گذشته بود كه به او زنگ زدم و گفتم : كار خيلي مهمي با شما دارم بايد برگردي!!!

گفت : من بايد بروم؛ وقت ندارم برگردم؛ خانواده ام منتظرم هستند! چه كارم داري؟ از طريق تلفن بگو!!

گفتم: كار مهمي دارم؛ تلفني نمي توانم بگويم بايد خودت اينجا باشي. خيلي اصرار كردم و به زور برگشت.

وقتي به من رسيد گفت: مگه چه كار مهمي داري كه من را از اين همه راه برگرداندي؟

گفتم: مي خواستم به شما بگويم كه « دوستت دارم».

گفت: همين!!

گفتم: بله. همين را مي خواستم به شما بگويم.

دوستم ناراحت شد و گفت: خانواده ام منتظرم بودند و بايد مي رفتم. حالا اين همه راه مرا برگرداندي كه بگويي دوستت دارم!! چرا اذيت مي كني؟

گفتم: سوال من همين جا است! چطور وقتي شما با عجله به سمت خانواده ي منتظرتان مي رويد، و شما را از آن راهتان كه مي رويد بر مي گردانم تا به شما بگويم دوستت دارم؛ ناراحت مي شوي و در عقل من شك مي كني !! ولي وقتي پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله) دهها هزار نفر را كه با عجله به سمت خانواده ي خود كه آماده ي استقبال از آنها بودند، مي رفتند سه روز در زير آفتاب سوزان ، معطل كردند كه فقط بگويند: هر كس من را دوست دارد علي (عليه‌السلام) را دوست بدارد. حال، آيا اين كار پيامبر (صلي الله عليه و آله) عاقلانه بود! آيا اين اقدام پيامبر (صلي الله عليه و آله) ناراحتي مسلمانان را در پي نمي داشت؟؟ آيا آنها در عقل چنين پيامبري شك نمي كردند؟

با اين كاري كه كردم دوستم با تمام وجود احساس كرد كه چه حرف خنده داري زده است و اقرار كرد كه پيامبر(ص) در جريان غديرخم، نكته ي مهم تري را مي خواسته بيان كند و الا براي بيان دوستي علي (عليه‌السلام) نيازي نبود مسلمانان را از راهشان برگردانند.

 

2- بايد توجه داشت كه؛ بشر براي پيمودن راه سعادت و گام نهادن در طريق عبوديت و پيشرفت معنوي و رسيدن به كمالات انساني ( كه مهم ترين هدف خلقت جنيان و انسان ها از نگاه قرآن است) هميشه محتاج راهنمايان و پيشواياني بوده اند تا آنان را در راه دستيابي به اين هدف والاي الهي ياري رسانند و آن چه موجب رشد و ترقي معنوي و رسيدن به اين هدف است را به او تعليم دهند و او را از آن چه سبب انحراف و گمراهي و سقوط مي گردد بازدارند و در نهايت تشخيص راه حق از باطل و هدايت از ضلالت را به وي بشناسانند.

بر اين اساس خداوند متعال از باب رحمت گسترده خويش بر بندگان و لطف بي كرانش بر آنان، از آغاز خلقت بشر، پيامبران و راهنماياني همراه با تعاليم و دستورات حياتبخش را به سوي بندگان فرو فرستاد تا آنان با ارشاد بشر و ابلاغ اين تعاليم و معارف الهي، انسان ها را به سوي حق و راه هدايت رهنمون سازند و از انحراف و سقوط آنان در دام شياطين جن و انس جلوگيري كنند.

لكن از آن جا كه مدت حيات هر يك از اين پيامبران الهي كوتاه و عصر رسالت و تبليغ آنان محدود است خداوند متعال پس از سپري شدن عصر رسالت هر يك از انبياء، جانشيناني را براي آنان برگزيد تا رسالت و راه آنان را ادامه دهند و از دين و عقايد مؤمنان پاسداري نمايند. روي اين جهت، مشاهده مي كنيم كه پس از وفات هر يك از انبياء الهي جانشينان و حجت الهي ديگري رهبري و هدايت مؤمنان را به دست گرفته اند و به ارشاد و رهبري پيروان آن پيامبر الهي و ديگر بندگان خدا همت گماشته اند.

پس از وفات پيامبر خاتم(ص) نيز بشر از اين لطف و رحمت الهي محروم نگرديد و خداوند متعال براي پيامبر خاتم(ص) جانشين يا جانشيناني را برگزيد تا اين حجت هاي الهي و جانشينان آن حضرت رسالت پيامبر اسلام را ادامه دهند و از دين و عقايد مؤمنان حفاظت نمايند. ولكن براي اين كه مسلمانان و پيروان پيامبر خاتم با جانشينان آن حضرت آشنا گردند و خود را پس از وفات پيامبر اكرم(ص) ملزم به تبعيت و اطاعت از آنان بدانند خداوند متعال از همان آغاز بعثت پيامبر(ص) با نزول آيات متعدد و در مراحل و مواقع مختلف ويژگي هاي برجسته اين حجت هاي الهي و جانشينان پيامبر را براي مسلمانان تبيين نمود و آنان را به عنوان ولي و سرپرست مسلمانان و كساني كه امت اسلامي مي بايست از آنان پيروي نمايند معرفي كرد. افزون بر اين به پيامبرش نيز فرمان داد تا با ابلاغ و تبيين اين آيات براي مسلمانان، شخصيت و جايگاه جانشينان خود را براي آنان بازگو نمايند تا بر همگان روشن گردد كه پس از وفات آن حضرت مسلمانان بايد آنان را به عنوان رهبر و راهنماي خود در امور دين و دنيا برگزينند و دين و عقايد خود را از آنان دريافت كنند تا با حقيقت راه و مسيري كه پيامبر اكرم پس از خود براي مسلمانان ترسيم نموده آشنا گردند.

 

3- نكته مهم:

وقتي پيامبر(ص) براي تبليغ اسلام با سران قبيله بني عامر به گفت ‌وگو نشست؛ يكي از آنان حمايت خود را از حضرت اعلام كرد و گفت: هرگاه خداوند تو را بر مخالفان پيروز ساخت، آيا موضوع زمامداري مسلمانان پس از شما به ما واگذار مي‌گردد؟ پيامبر(ص) فرمود: موضوع خلافت، مربوط به خدا و از اختيار من بيرون است. خدا هر فردي را كه انتخاب كند، امامت به او محول مي‌شود.

در حقيقت پيامبر(ص) با اين‌گونه سخنان صريح و روشن خود، زمينه‌سازي مي‌نمود و اذهان را آماده مي‌كرد تا آخرين پيام الهي را درباره رهبري اسلامي كه سرنوشت اسلام و مسلمين را رقم خواهد زد، ابلاغ نمايد.

لذا آن حضرت پيوسته به مسئله مهم ولايت و رهبري پس از خود، اشاره داشت و علي(ع) را به عنوان بهترين فرد معرفي مي‌كرد. وقتي زمان موعود فرا رسيد؛ حضرت در غدير خم و به هنگام بازگشت از آخرين سفر حج خويش، در بزرگ‌ترين اجتماع مسلمانان در دوران پيامبري خويش، به پا خاست و رسالت خويش و دين الهي را با ابلاغ پيام مهم جبرئيل مبني بر ولايت و امامت علي(ع) و يازده فرزند معصومش، كامل كرد.

امام غائب سرپرستي شناختن امام مرگ جاهليت جامعه
NotCache List Paramters: 2&281&9020!Model&179!RelateType&0 Name List:الگوي ليستي مرتبط ها - كل
كاربر گرامي سوالات خود را از بخش "ارسال سوال ديني " ارسال كنيد.
NotCache List Paramters: 6&0&0!Model&219 Name List:نمايش رندوم كتب - كل ++++++