حفظ و ترجمه و قرائت

هنگام تلاوت قرآن چه آدابي را بايد رعايت كرد؟

تلاوت از ريشه «ت-ل-و» در لغت به معناي متابعت كردن است. متابعت گاهي جسماني و گاهي با پيروي از مواعظ و حكمت ها و گاهي با قرائت و تدبر در معناست. به گفته برخي لغت شناسان تلاوت، ويژه پيروي از كتاب هاي آسماني است؛ خواه با خواندن آن باشد و خواه با پيروي از اوامر و نواهي آن.[1] از اين رو بايد قرآن را امام و پيشواي خود قرار داد و در پي آن حركت كرد و اين همان حقيقت تلاوت است. واژه تلاوت همراه با احترام و قداست بوده، درباره كتابهاي آسماني به ويژه قرآن كريم بكار مي رود. براي تلاوت قرآن آدابي گفته شده است كه مي توان آنرا به دو قسم ظاهري و باطني قسمت كرد:
آداب ظاهري تلاوت:
1.طهارت و آراستگي:سزاوار است قاري با طهارت و وضو باشد، مسواك بزند، لباس تميز و مرتب بپوشد و در كمال ادب و وقار و آرامش رو به قبله بنشيند؛ مانند شاگردي كه در برابر استادي نشسته و به چيزي تكيه ندهد.
2.مكان مناسب: مكان تلاوت بايد پاكيزه و مناسب باشد و خواندن قرآن در مسجد فضيلت بيشتري دارد. البته تلاوت قرآن در خانه نيز سبب بركت و نوراني شدن آن است و نبايد ترك شود.
3.قرائت دعاهاي مخصوص شروع و ختم تلاوت كه از امامان معصوم(ع) رسيده است.
4.استعاذه و تسميه: خداوند مي فرمايد هنگامي كه خواستي قرآن بخواني از شر شيطان به خدا پناه ببر«فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجيمِ»[2] و نيز مي فرمايد: «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذي خَلَقَ »بخوان بنام پروردگارت كه تو را آفريد»[3]
5. صداي زيبا و حزين : خواندن قرآن با صداي آهسته از ريا و خودنمايي دور بوده ، در برخي روايات به صدقه پنهاني تشبيه شده ، ولي قرائت با صداي بلند بيشتر سفارش شده و در سيره عملي پيامبر(ص) و امامان معصوم(ع) گزارش شده است. براي تلاوت قرآن با صداي بلند آثاري چون افزايش نشاط، كم شدن كسالت، حضور قلب، ترويج فرهنگ قرآن در جامعه، تاثير مثبت در تربيت افراد خانواده و بهره مندي قاري و مستمع از پاداش بيان شده است.
6. گوش دادن همراه با سكوت: اين ادب درباره شنوندگان كلام الهي مطرح شده است كه هنگامي كه قرآن تلاوت مي شود سكوت كرده و به تلاوت آيات توجه نمايند.
7. قرائت از روي مصحف: بهتر است براي تلاوت آيات قرآن، مصحف را مقابل خود گذاشته و از روي آن تلاوت كنيم؛ چرا كه پيامبر اكرم(ص) آنرا سخت ترين حالت براي شيطان دانسته اند.
آداب باطني:
1.توجه به عظمت كلام: نخستين ادب باطني تلاوت، توجه داشتن به عظمت و بلندي كلام خداوند و نيز توجه به لطف و فضل الهي به بندگان در تنزل دادن آن از عرش الهي تا فهم خلايق است.
2.تعظيم متكلم: قاري بايد عظمت متكلم را در دل خويش حاضر بيابد و بداند آنچه مي خواند از سنخ كلام بشر نيست و در حد رتبه متكلم به كلام وي توجه كند.
3.حضور قلب: اهميت اين ادب تا بدان حد است كه اهل ذكر و عبادت اگر سوره اي را بدون حضور قلب مي خواندند آنرا تكرار مي كردند. همه اسباب حضور قلب و انس دل در قرآن موجود است و چنانچه در روايات آمده قاري قرآن هيچ گاه از قرائت كلام خداوند خسته نمي شود.
4. تدبر: خداوند متعال علت نزول قرآن را تدبر در آياتش بيان كرده است.تدبر، انديشيدن در معاني و مفاهيم قرآن كريم و مرحله اي برتر از حضور قلب است. از اينرو به ترتيل در قرائت قرآن سفارش شده تا زمينه هاي تدبر در آن فراهم گردد. به گفته امير مومنان عليه السلام در قرائت بي تدبر خيري نيست.
5.تفهّم: تفهم بدين معناست كه قاري به تدبر در فهم معنا اكتفا نكند و از هر آيه آنچه سزاوار و شايسته است بفهمد و سعي كند حقيقت معنا بر او روشن شود و مقصود خداوند را از آن دريابد و به عظمت وي بينديشد و بداند كه جز خداوند همه چيز فاني است.
6.تخلّي: تخلي، زدودن موانع فهم آيات مانند اصرار بر گناه، كبر، خودپسندي و حب دنيا از دل است تا حجاب ها و پرده هاي مانع فهم عميق اسرار قرآن برطرف شود.
7.تخصيص: تخصيص آنست كه قاري فرض كند مخاطب همه خطاب هاي قرآن است و اوامر و نواهي و وعد و وعيد قرآن ناظر به اوست و گويي آيات قرآن هم اكنون بر قلب او نازل شده است.
8. تأثر: دگرگون شدن حال قاري هنگام تلاوت را تأثر مي نامند. او بر حسب معرفت و مقام خود، هنگام قرائت حالت اندوه و ترس و اميدواري به خود مي گيرد و هرچه شناخت او بيشتر باشد ، ترس و اندوه افزون تري در تلاوت به او دست مي دهد. در روايات آمده است كه قرآن با حزن فرود آمده است و شايسته است با صداي حزين نيز خوانده شود.
9. ترقّي: ترقي آن است كه قاري در حال پيشرفت باشد و تا آنجا پيش رود كه كلام خداوند را از جانب خود او استماع كند؛ نه از طرف خويش. نازل ترين درجه ترقي آن است كه قاري احساس كند كه آيات قرآن را بر خداوند قرائت مي كند. دومين مرتبه آنست كه در قلب خود مشاهده كند كه گويا خداوند عظيم به لطف  و كرم خود به او خطاب مي كند و سخن مي گويد. سومين و برترين حد ترقي آن است كه قاري صفات خداوند را در كلام او بيابد و در اين مرحله به خود و قرائت خود توجه نكند و همه همتش مصروف به خداوند و تفكر در مقام و عظمت الهي شود. امام صادق عليه السلام مي فرمايد: «به خدا سوگند كه خداوند در كلام خود براي بندگانش تجلي كرده است، ولي آنان نمي بينند.» هم چنين مي فرمايد: «آن قدر آيه را در دل خود تكرار كردم تا آنرا از متكلمش شنيدم و طاقت نياوردم.»
10.تبرّي: تبرّي بيزاري جستن از خويشتن و نيز ننگريستن در خود به چشم رضايت و تزكيه است. در اين حالت اگر آياتي شامل مدح و ستايش نيكان و مومنان بخواند ، خود را از آنان ندانسته ،اهل صدق و يقين را از آنان مي داند و آرزو مي كند تا خداوند وي را از آنان قرار دهد و چنانچه آيات نكوهش گناهكاران را قرائت كند خود را در آن مقام و مخاطب آن آيات ديده، مي كوشد از آنان نباشد.[4]
پي نوشت:
[1] .مفردات الفاظ القرآن، راغب اصفهانى، حسين بن محمد،دارالقلم، بيروت، 1412ق، ص167
[2] . هنگامي كه قرآن مي خواني ، از شرّ شيطان مطرود ، به خدا پناه بر! نحل،98
[3] .علق،1
[4] . دائره المعارف قرآن كريم، مركز فرهنگ و معارف قرآن ،بوستان كتاب، قم، 1382،ج8،ص614-620